دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 220879

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1395

امروز امتحان نهایی عربی داشتیم بابچه ها تو حیات حوضه جمع شده بودیم منتظر بودیم تابگن برید سرجلسه اقاا من ودوستای گراام درحالی که امتحان میدادیم نگران دوستمون بودیم که چرانیومده خلاصه امتحان دادیمو امدیم بیرون(به قصد انداختن سوال طرح کرده بودند) دیدم تازه اروم اروم داره میاد بالا خیلی خوشحالم میگه بریم سرجلسه تادیرنشده قیاف ما حالا:oیکم دیرنیومدی اون میگه نه دیگه ده شروع امتحان مگه نیست میگم ایکیو پشت کارتت ساعت زده برنامه داره مگه ندیدی یکم ساکت شدبعد زئ زیر خنده واکنش مامانش من کشته ااا چرااا اشکال نداره دیگه پیش اومده اگه مامان من بودمن اویزن کرده بود
قیافه من دوستان00
*
قیافه دوستم خواب موندم:o
ای لاویو شهریور