دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 220272

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1395

یه قانون نانوشته ای تو فامیل ما هست که به طور سفت و سخت هم اجرا میشه,اونم این که تحت هیچ شرایطی من ختم نمیبرن مخصوصا روز اول فوت اگر هم مجبور بشن منو ببرن تا حد امکان کسی سمتم نمیاد
پارسال همین حدود تو یه جمعیت دانشجویی بودیم که یه روز یکی از بچه های شاد و شنگولمون با بابای شیطون تر از خودش امدن اما اینبار ناراحت
هیچی رفتم بغلش کردم اروم در گوشش گفتم:عزیزم چی شده چرا تو و بابا ناراحتید؟!
دوستم:با بغض هیچی
من:نه بگو ببینم تابلو چیزی شده,بگو عزیزم؟!
دوستم:مامان بزرگ پدریم دیروز فوت کرده
من:خب اونوقت تو بابات اینجا چیکار میکنید؟!
دوستم:اخه تو سوئد فوت کرده,بابام خیلی ناراحته,چون نمیتونه بره جنازه روهم همونجا دفن میکنن
من:@_@ تو سوئد؟؟من تا الان فکر میکردم مامان بزرگها فقط تو دهات و شهرستان فوت میکنن اخه تو سوئد؟!!!!
اینجا بود که همه از خنده قرمز شدن ولی از خجالت بابای دوستم نفس نمیکشیدن یهو بابای دوستم زد زیر خنده مابقی هم ترکیدن
من:-(
مابقی:-)
دوستمo_O
باباش:-D
مامان بابام:-(
اونجا بود دوستان فهمید چرا خانواده من ختم نمیبرن