دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 219784

تاریخ انتشار : فروردين 1395

خالم داشت تعریف میکرد یه روز یکی از استاداشون بهشون گفته یه مقاله ک نمیدونم درباره چی بوده بنویسن،بعد این خاله ما وقتی مقالشو نوشته آخرش اومده اسمو وفامیلش رو بنویسه،حالا اول فامیل خاله ما کوه داره(چیه فک کردین فامیلشو میگم؟؟؟؟؟؟؟) وقتی اومده بنیویسه چون جای ک و گ کنار هم بوده اشتباهی به جای ک،گ میذاره...
دیگه خودتون تصور کنین چی شده...
تازه وقتیم میفهمه ک استادشون بعد دو روز اومده میگه"مقالتون خیلی خوب بود فقط فکر کنم باید خودتون یه بار دیگه بخونینش"
خاله ماهم خوشحال مقالشو ک ریخته بود رو فلش گرفتو رفت تو خونه وقتی رسید به اخر مقالش رفت تو شوک و تازه عمق فاجعه رو فهمید...
مثله اینکه ام تا یه هفته سر کلاسای استاده نمیرفته...
وقتیم داشت واس ما تعریف میکر هر ده ثانیه یکبار پقی میزد زیر خنده ک آدم به سلامت عقلش شک میکرد...
خاله اس ما داریم؟؟؟