تاریخ انتشار : فروردين 1395
4 شنبه یه هفته به عید بود که آخرین روز مدرسه 94 بود ما جشن گرفتیم کلا نذاشتيم معلما درس بدن و خوش بودیم زنگ اول فیزیک داشتیم معلممون مَرده سنش بالاست ولی خیلی پایه ست و کلا لی لی به لالامون ميذاره خلاصه وسط کلاس برامون شیر آوردن (از این شیر پاکتی ها) یه کم بعدش دوستم خواست بره بیرون دم در که رسید معلممون برگشت گفت: سپیده بیا شیر بدم بخوری
ما همه @@@@
دوستم سپیده §§§§ چیییییی؟
و معلم دوباره( فکر کنم بیچاره حواسش سرجاش نبود): بیا شیر بدم بخوری بعد برو
ما همچنان@@@@@
سپیده~~~~ نه مرسی ~~~~~











.gif)
.gif)