دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 218399

تاریخ انتشار : اسفند 1394

دوروز بعد ولنتاین بود و همه بچه های توی مدرسه داشتنتد در مورد کادو هایی که خریدند یا گرفتن صحبت میکردند.
بعد یکی از دوستام ازم پرسید روز ولنتاین چکار کردی؟
من ی لحظه روز ولنتاین رو تصور کردم:
اولش که با آجیم دو ساعت فیکس با آ]نگای امید جهان بندری رقصیدیم ،وقتی هم خسته شدیم با آهنگ سلطان قلب های عارف تانگو رقصیدیم البته تانگو که چه عرض کنم دو ماراتون بود تا آخر آهنگ ما سی باری طول وعرض خونه را پیمودیم،بعدشم نشستیم وصدای انواع واقسام حیوانات رو در اوردیم ولی من عجیب تو کف صدای خوکی که آجیم در اورد بودم.
دوباره صدای دوستم بلند شد
ی لبخند ژکوند زدم وبدون هیچ حرفی صورتم رو برگردوندم.
نتیجه میگیریم:جواب ابلهان خاموشیست.
.
.
.
.
.
.
هان چتونه ؟خاطره خودمه لم میخواد نتیجه گیریش این باشه.تو مشکلی داری؟
خدا شفا عنایت بفرماید.....
بلند بگو آمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن