دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 218266

تاریخ انتشار : اسفند 1394

چهارترم اول کارشناسی تقریبا تمام درسهام با یکی از دوستهای کامپیوتریم تو یه روز بود معمولا هماهنگ میکردیم با هم بریم سلف یه روز کلاس من تموم شد رفتم پشت در کلاسشون دیدم یه پسر۲۶یا۲۷ساله داره درس میده کلاس که تموم شد استاد بلافاصله بیرون امد و همه بچه ها داشتن هنوز از رو تخته مینوشتن منم بلافاصله پریدم تو کلاس
من:این استادتون بود؟!
دوستم:اره
من:یعنی گل بگیرن شانس ما بچه های برق رو هرچی استاد پیر و کور و کچل شده استاد ما لامصبها فسیل زنده ان همینجور در حین حرکت میریزن اونوقت شما کامپیوترها هرچی استاد جوان خوشتیپ گیرتون افتاده بترکید خرشانسها
یهو دیدم کل کلاس منفجر شد دوستم هم شبیه لبو قرمز شد
برگشتم پشتم دیدم استاد دم در وایستاده نگو کلید کلاس نداد بود بچه ها رفتن بیرون در کلاس قفل کنن(اکثرکلاسهای دانشگاهمون ویدیو پروژوکتور داشت بچه های ما هم آزار داشتن بلندشون میکردن سر همین باید در کلاسها قفل میشد)
در کسری از ثانیه جیم زدماااااا یعنی میگ میگ هم به گرد پام نمیرسید
من:-(
استاد دوستمo_O
استادهای خودم@_@
دوستم:-)
بچه های کلاسشون:-D