دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 218051

تاریخ انتشار : بهمن 1394

اهم اهم اقا سلام
یادم میاد من خیلی بچه بودم مثلا کلاس دوم سوم یه بار پسر یکی از فامیلای دورمون اومد خونمون از خودمم زیادی بزرگتر بودا منم نمیدونم باچه امیدی بردمش تو اتاقم در رو هم قفل کردم گفتم باید بامن ازدواج کنی =|
حالا چند روز پیشا عروسیش بود این اقا هم کبکش خروس میخوند هر کی رو تو عروسی میدید قصه اش میگفت ابرو واسم نذاشته بود هی هم میگفت :اشکال نداره ناراحت نباش بعد حمیده (اسم زنش) تورو میگیرم زن دوم منی تو - حمیده نگاه کن این ایلار هوو توعه =|
من=|
زنش=|
اون=)
کبک=|
ازدواج=|
نتیجه اخلاقی:هیچ وقت به پسرای بی جنبه نگین باید بامن ازدواج کنی حتی در کودکی =|
Ailar