چند روز پیش ها کرج برف اومده بود شدید خلاصه ماهم بعد از مدرسه رفتیم خونه دم در خونه یهویی پام لیز خورد باهمون جای حساس محکم خوردم زمین درحدی که دیگه نمیتونستم بلند بشم اقا دیگه با بدبختی بلند شدم دوباره زنگ خونمون زدم باز خوردم زمین اقا با بدبختی بلند شدم که مامانم در باز کرد دوباره تلپ خوردم زمین اصن داغون شدم داشتم میمردم هیچی دیگه تصمیم گرفتم گربه ای تا خونمون برم حالا شب با فامیلا میتینگ داشتیم:| منم که به شدت باسنم درد میکرد مامانم زنگ زد بگه دنبالم نیاین حالا فقط مکالمه اش رو با پسر دایی ایم داشته باشین
مامانم:سلام ارسلان جان
ارسلان:سلام بی زحمت به ایلار بگین اماده بشه
مامانم:اممم خوب ببین ایلار از قسمت بالا تنه نه هااز قسمت پایین تنه پاهاش هم نه ها یکم بالا تر لگن لگن هم نه یکم بالا تر دنبالچه هست دنبالچه هم نه یکم بالا تر نشیمنگاهه دیگه حالا یکم بالاتر یه جا هست گوشتی شله بامزه اس
ارسلان:اها باسن
مامانم:اره اونجاش درد میکنه :/
حالا من هی تو اتاق با ناله داد میزدم نگوووو ابروم رفت اونم هی گفت نکه با این پسر داییم هم رودربایسی دارم دیگه خودتون فرض کنید بعد چی شد
حالا اینا هیچ بامزه اس :|
بعد پسر داییم میگه اها فهمیدم مگه بی سوالیه =|
ailar
نمایش مطلب شماره 217958
تاریخ انتشار : بهمن 1394
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
2650
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531625490
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531625490










