دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 217958

تاریخ انتشار : بهمن 1394

چند روز پیش ها کرج برف اومده بود شدید خلاصه ماهم بعد از مدرسه رفتیم خونه دم در خونه یهویی پام لیز خورد باهمون جای حساس محکم خوردم زمین درحدی که دیگه نمیتونستم بلند بشم اقا دیگه با بدبختی بلند شدم دوباره زنگ خونمون زدم باز خوردم زمین اقا با بدبختی بلند شدم که مامانم در باز کرد دوباره تلپ خوردم زمین اصن داغون شدم داشتم میمردم هیچی دیگه تصمیم گرفتم گربه ای تا خونمون برم حالا شب با فامیلا میتینگ داشتیم:| منم که به شدت باسنم درد میکرد مامانم زنگ زد بگه دنبالم نیاین حالا فقط مکالمه اش رو با پسر دایی ایم داشته باشین
مامانم:سلام ارسلان جان
ارسلان:سلام بی زحمت به ایلار بگین اماده بشه
مامانم:اممم خوب ببین ایلار از قسمت بالا تنه نه هااز قسمت پایین تنه پاهاش هم نه ها یکم بالا تر لگن لگن هم نه یکم بالا تر دنبالچه هست دنبالچه هم نه یکم بالا تر نشیمنگاهه دیگه حالا یکم بالاتر یه جا هست گوشتی شله بامزه اس
ارسلان:اها باسن
مامانم:اره اونجاش درد میکنه :/
حالا من هی تو اتاق با ناله داد میزدم نگوووو ابروم رفت اونم هی گفت نکه با این پسر داییم هم رودربایسی دارم دیگه خودتون فرض کنید بعد چی شد
حالا اینا هیچ بامزه اس :|
بعد پسر داییم میگه اها فهمیدم مگه بی سوالیه =|
ailar