تاریخ انتشار : بهمن 1394
امروز مامان بزرگم 1 سوتی خفن داد
.
.
.
.
.
شب نشسته بودیم دور هم گوشی منم دست مامان بزرگم بود داشت عکس می دید (بماند که بعدش ابروم رفت خخ)داشتیم حرف می زدیم که داداشم به من اشاره کرد که یعنی مامان بزرگ رونگاه کن اغا چشمت روز بد نبینه دیدم داره انگشتش رو می زنه نوک زبونش بعد میزنه عکس بعدی......
.
.
.
.
.
یعنی داغون شدیم داغون...











.gif)
.gif)