تاریخ انتشار : بهمن 1394
محمد حسین جانعلی 6 یا 6
.
.
.
فانتزی من اینه وقتی دارم گاو همسایه رو میدوشم با پاش بزنه تو صورتم منم در حالی که از زندگی نا امید شدم یه صدایی تو گوشم بگه:
تو می تونی
من می دونم
تو حتما موفق میشی
اگه تلاش کنی
می دونم که موفق میشی
در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است
و از این حرفا...
در حالی که دارم با غرور از جام بلند بشم گاوه بزنه کتلتم کنه بمیرم!!!











.gif)
.gif)