دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 216885

تاریخ انتشار : بهمن 1394

محمد حسین جانعلی 6 یا 6
فانتزی منفی منفی مثبت من اینه:
یه رو در حال راه رفنن تو نیویورک سیتی باشم و در حالی که پسته می جووم و مورچه ها رو له می کنم سلنا اوسکوله(اسمش سلنا هست ولی فانتزی منه دوست دارم بنویسم سلنا اوسکوله) جلوم ظاهر بشه منم که از مراسم مورچه کشی پستی خوری تازه اومدم بیرون حس شاعریم گوه کنه(همون گل کنه هست) بگم:
سلنا اوسکله دلمو برده/ با لامبورگینی غصمو خورده
بعد اون بگه محمد حسین احـــــــــمـــــق الان عباسو صدا می کنم...(این جا خانواده نشسته!!!) بعدش منم با صدای خــســته بگم:
سلنا خفه شو / الان چپه شو / مثل مورچه ها / من لهت کنم
اونم با صدای گندش بگه : تو برو سوار پرایدت رو سوار شو!!!
منم چون به ماشین فورجوکیا توهین شده و قاطی کردم بگم:
صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت
اوسکولان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند:D
بعد جناب حافظ بیاد نمره ادبیاتمو 0 کنه منم اهمیت ندم بیام خونه سوار پرایدم بشم و در حالی که با نگاه عاقل اندر گلابی به حافظ نیگا می کنم برم تو افق محو شم<<<<<
.
.
.
دوستی(همون اوسکوله که هی میپرسه)پرسید:چرا شما تو نیویورک سیتی بودید؟؟؟
.
.
.
چون دیگه نیــــــــاوران جا نداره:دی
من با چه زبونی بگم نیاوران پر شده!!!
می فهمی پـــــــــــــــر شده از فیس بوقی ها