دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 216854

تاریخ انتشار : بهمن 1394

داییم به شدت از اینکه تو غذاش مو باشه متنفر بود منم یه دوست داشتم موهاش به شدت بلند بود
یه روز که خونه ی دایی دعوت بودیم یکی از بلندترین موهای دوستمو یواشکی انداختم تو بشقابش
جاتون خالی مو رو که پیدا کرد اغراق نکنم ۲دقیقه فقط میکشیدش بیرون از بشقاب
۲-۳بار عق زد بقیه ام که هیچی گلاب به روتون,خلاصه آنچنان حال بهم زن بود که دیگه هیشکی بقیه غذاشو نخورد

به نظرتون چرا زنداییم دیگه نمیذاره برم تو آشپزخونه یا تو چیدن سفره کمکش کنم؟