تاریخ انتشار : بهمن 1394
داشتم از کوچه رد میشدم دیدم رفیقم به دیوار روبرو خیره شده ازش پرسیدم چرا به دیوار با اینهمه دقت نگاه میکنی ؟؟
جواب داد منتظرم یک مورچه که در دهانش دانه ای گرفته از راه برسه و بخواد از دیوار بالا برود اما تا نصفه های راه که رسیده بیوفته پایین اما نا امید نشه و دوباره بره بالا و دوباره بیوفته هی بره بالا هی بیوفته تا اینکه از آخر موفق به بالا رفتن بشه و جرقه ای در مغزم بزنه و برم دنبال موفقیت
.
یکم بهش خیره شدم و با دقت به حرفش فکر کردم و اونجا بود که فهمیدم چرا بهش میگن ممد جلبک











.gif)
.gif)