عاقو دیروز منو دادشم رفتیم سرمیز ناهار بخوریم ک تلفن زنگ زد داداشم رفت جواب بده منم از فرصت استفاده کردم ظرف فلفلو تو غذاش خالی کردم بعد رفتم بتری نوشابه رو گرفتم تکونش میدادم اومد
نشست اولین قاشقو که خورد چشماش شد انداره نعلبکی¤_¤
پشت هم صرفه میکرد رفتم با مشت پشتشو زدم ک سرفش بند بیاد ک فک کنم پشتش سوراخ شد دستشو بلند کرد بتری نوشابه رو باز کرد .تا باز کرد با نوشابه یکی شد :))
یک نگاه غضب ناکی ب من مرد ک اشهدمو خوندم دوتا پا داشتم چهارتا دیگ قرض گرفتم حالا من بدو اون بدو حالا از زور استرس Wc گرفته بودم چشتون روز بد نبینه گرفت منو هی غلغلک میداد
آخر یهو داد زدم: بــــــاااابــــــا ریخــــــــت
تا ولم کرد حمله کردم طرف دشویی. ^_^
نمایش مطلب شماره 216567
تاریخ انتشار : بهمن 1394
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
11423
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531634263
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531634263










