دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 216567

تاریخ انتشار : بهمن 1394

عاقو دیروز منو دادشم رفتیم سرمیز ناهار بخوریم ک تلفن زنگ زد داداشم رفت جواب بده منم از فرصت استفاده کردم ظرف فلفلو تو غذاش خالی کردم بعد رفتم بتری نوشابه رو گرفتم تکونش میدادم اومد
نشست اولین قاشقو که خورد چشماش شد انداره نعلبکی¤_¤
پشت هم صرفه میکرد رفتم با مشت پشتشو زدم ک سرفش بند بیاد ک فک کنم پشتش سوراخ شد دستشو بلند کرد بتری نوشابه رو باز کرد .تا باز کرد با نوشابه یکی شد :))
یک نگاه غضب ناکی ب من مرد ک اشهدمو خوندم دوتا پا داشتم چهارتا دیگ قرض گرفتم حالا من بدو اون بدو حالا از زور استرس Wc گرفته بودم چشتون روز بد نبینه گرفت منو هی غلغلک میداد
آخر یهو داد زدم: بــــــاااابــــــا ریخــــــــت
تا ولم کرد حمله کردم طرف دشویی. ^_^