دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 216504

تاریخ انتشار : بهمن 1394

محمد حسین جانعلی 6 یا 6 (اول همه پستام هست)
لطفا تا آخر بخونید خیلی باحاله(اونی که شما فکر می کنید نیست)
روزی مرد فقیری از جلوی کبابی رد می شد بوی کباب به مشامش خورد تکه نانی از توبره اش در آورد رفت و بالای دود کش کبابی گرفت و وقتی آن نان گرم شد شروع به خوردن کردمرد کباب فروش او را دید و به او گفت:پول دود مرا بده مرد گفت:چه پولی؟؟؟ مرد کبابی گفت:پول دود کباب
آن ها با هم دعوا کردند و نزد قاضی رفتند پس از گفتن مشکل قاضی اندکی درنگ کرد و داد هر دوشونو جوری زدند که صدای سگ دادند
تا دروس عبرتی شود برای همگان
باشد که رستگار شویم...
.
.
.
خب چیه مگه غیر از این بود؟؟؟
&دوستان لایک مهم نیست خنده شما برای من مهمه&