تاریخ انتشار : دي 1394
چند روز پیش بعد از ۳۶ ساعت کشیک تو بیمارستان اومدم خونه از خستگی خوابم برد یکی دو ساعت بعد یکی از هم کلاسی هام زنگ زد یه کتابی میخواست منم تو حالت خواب و بیداری اومدم بهش بگم باید بگردم ببینم دارمش یا نه بعدا بهتون زنگ میزنم! پیش خودم گفتم نه بذار یکم باکلاس تر حرف بزنم بگم بعدا باهاتون تماس میگیرم! یهو زبونم نچرخید به جاش گفتم بعدا باهاتون زنگ میزنم!!! یعنی یه همچین ادم باکلاسیم من!!!











.gif)
.gif)