دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 216160

تاریخ انتشار : دي 1394

با مخاطب خاصم دعوام شده بود اصن داغووووووووووووون بودم جوری که اومدنی خونه یه موتوری بهم زد منم انقد هول شدم از جام که بلند شدم دیدم بنده خدا هی داره میگه خانوم ببخشید تو جوابش هی میگفتم مرسی خود یارو خنده اش گرفته بود
حالا این بماند اومدم خونه مادر گرام دید حالم بده پرسید چیشده منم که باهاش دوستم (بعله ما از این خانواده هاییم)شروع کردم همه چیو گفتن و اخرشم میگم :مااااااامااااااان من الان شکست عشقی خوردم :((
دو دیقه بغد با یه لیوان اب پرتقال اومد
میگم :این چیه ؟
میگه :بخور بعد شکست عشقی میچسبه

من:o.0

مامانم: -.-

میگم :چه ربطی داره ؟؟
میگه جون داشته باشی تا صبح بیدار باشی گریه کنی

من :(((((
مامان *.*