دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 216140

تاریخ انتشار : دي 1394

«الابذکر الله تطمئن القلوب»
چند روز پیش با چندتا دوستام رفتیم خرید(کلا ما چون بچه های خیلی خوبی هستیم همیشه بابا مامانامون میریم خرید اصلا تجربه نداشتیم!و از اونجایی که من از همه سرزبون دارتر بودم هی منو مینداختن جلو!)
حالا رفتیم تو یه مغازه خیییلی شیک مانتوفروشی معلوم بود کمتر پونصد جنس نداره!تا وارد شدیم فروشنده هه خیلی شیک اومد جلو گفت:سلام خانوما،میتونم توی خریدتون کمکتونکنم؟
من:ممنونم حتما..
افروز:نه خانوم چرت میگه ما فقط اومدیم ببینیم نمیخواییم بخریم!
ینی فروشنده هه تو افق محو شد!
حالا از مغازه اومدیم بیرون،یهو یاد یه جوک افتادم،اولین پسری که از کنارمون رد شد سریع داد زدم:آقا افتاد!
ینی خیلی شیک برگشت(فکرکنم فکرکرده بود میخوام بگم مهرت به دلم!)
منم ادامه دادم:شلوارت از پات!!
ینی کل پاساژ رفت رو هوا!
من::)