دیروز رفته بودم خونه ی مامان بزرگم اینا...از قضا دخترخاله ی گرامی هم حضور داشت
و بعد ازظهر تست علوم داشتند...(کلاس چهارمه!!)
پسرخالم که ۲ماهشه بغل من بود...من داشتم واسه ی دخترخالم مبحث «مخلوط ها» رو
توضیح میدادم و حسابی در درس غرق شده بودیم ،،،
که یکدفعه پسرخاله جان شروع به گریه کرد....
منم اومدم ساکتش کنم وخواستم بذارمش توی «لندو»ش تا شاید با حرکتش آروم بشه ،
باخودم گفتم بذار از خاله بپرسم...
با کمال اعتماد به سقف به خاله گفتم : خاله اینو بندازمش تو مخلوط؟!؟
و در نیمی از ثانیه در افق محو شدم...
من **
خاله@@
پسرخاله0-o
و در آخر دخترخاله :)))))
نمایش مطلب شماره 215556
تاریخ انتشار : دي 1394
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
15027
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531637867
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531637867










