دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 215516

تاریخ انتشار : دي 1394

چند وقت پیش مسابقات فوتسال دانشگاهی بود دیگه خودتون تصور کنید دخترا بخواند فوتسال بازی کنن:)
آغا ما هم حوصلمون سر رفته بود گفتیم به عنوان تماشاچی بریم یخورده ب اینا بخندیم روحمون شاد شه هیچی رفتیم کلن دو تا دانشگاه شرکت کرده بودن،کلی علاف شدیم تا داور اومد وقتی هم اومد کارت زرد و قرمز یادش رفته بود قیافه داور^_^ هیچی بازی شروع شد همون اول کار مصدوم دادیم یکی بچه ها کرنر رو سانتر کرد دوست ما هم اومد ضربه سر بزن جوگیر باکله رفت تو تیرک ○_0 دیگه نتونس بازی کنه ذخیره هم نداشتیم مربی با زور مارو فرستاد تو زمین ...عاقا ما هم با توکل بخدا رفتیم تو زمین اولین توپی که رسید بهم ،پاس دادم داور خخخ اونم جاخالی داد منم شاکی شدم چرا جا خالی میدی باید گلش کنی... یه یک ربع طول کشید مربی توجیهم کنه :D
بعد تو صحنه بعد من جلو دروازه بودم رفیقم شوت زد منم بادست گل زدم^_^هیچی دیگه داور از بازی بیرونم کرد خودش وایساد جام خخخ ...راستی تو اون بازی دوم شدیم از بین دوتا تیم الان دارم به لوحی که دانشگاه بهمون داد نگا میکنم اشک شوق میریزم به خاطر تلاش چشمگیرم در کسب این لوح آخه دوستام میگن اگه من نبودم اول میشدن :((((