دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 215414

تاریخ انتشار : دي 1394

کوچیک که بودم بابام بهم می گفت : دخترم،با مامانی صحبت کن که منو دوست داشته باشه
منم فکر می کردم اگه من بگم مامانم بابامو دوست خواهد داشت
با یه حالت داش مشتی(قلدری) و با زبون امری به مامانم میگفتم:
مامانی، بابایی رو دوس داشته باش
هروقت هم که با بابام دعوا می گرفتم بهش می گفتم
دیگه به من نگو که با مامان صحبت کنم...
تا اینکه بعد از چندین سال گیر آوردن من یبار که به بابام گفتم دیگه به من نگو
شروع کردن به خندیدن
منم متعجب... بابام گفت فکر میکنی تو هروقت میگی مامانی منو دوس داشته باشه اون دوسم داره هروقتم که میگی دوسم نداشته باشه دوسم نداره؟!!
و اینگونه بود که اون موقع من تازه فهمیدم که به حرف من نبوده!
الان ازش به عنوان خاطرات بچگی یاد میشه...
البته هنوزم بابام بهم میگه ها ... ولی دیگه من می دونم که به حرف من نیستش!!!!!