دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 215350

تاریخ انتشار : دي 1394

دو تا دروغگو داشتن با هم حرف میزدن.
اولی میگه بابام یه طویله داره اینقدر بزرگه که اگه ما وقتی در طویله رو باز کنیم و ببینیم که یه گاو داره به بچش شیر میده وقتی به آخر طویله میرسیم اون بچه گاو اونقدر بزرگ شده که دو تا بچه داره!!!
دومی میگه این که چیزی نیست بابای من یه جارو داره که اینقدر دسته جاروش بلنده که بعضی موقع ها وقتی هوا ابری میشه با جاروش ابرها رو کنار میزنه!!!
اولیه به دومیه میگه اگه راست میگی بابات جاروی به این بلندی رو کجا میزاره؟
دومیه میگه میزاره تو طویله ی بابای تو!!!!