تاریخ انتشار : دي 1394
سکانس اول سر شام
مامانم گفت:دختری یه جور تصحیح کن پاس بشن گناه دارن
من با اکراه:چشم مادری
سکانس دوم موقع تصحیح برگه
مامانم:این برگه مال کیه انقدر قشنگ نوشته؟!
منo_O:مامان دست خط منو نمیشناسی؟!کلید دیگه
مامانم:اون برگه های دیگه چرا خالین پس؟!
من:خب مادر من ننوشتن ,جالبه این سوالات از کتاب دقیقا از کتاب حلشم داشتن
مامانم:شیرم حلالت نمیکنم پاسشون کنی
من@_@
دانشجوهام:-(
نمره ها:-)
مامانم:O











.gif)
.gif)