رفتم دندون پزشکی ،چشتون روز بد نبینه ، دکتره سه برابر جواد یساری سبیل داشت ، گردنش که از رضا زاده کلفت تر ،صدای داد و گریه مریضاش که تا سه خیابون اون طرف تر میرفت
چهار ستون بدنم داشت میلرزید ، نوبتم که رسیدم رفتم رو صندلی طرف خواست کارشو شروع کنه گفتم اقای دکتر نمیخوای ژل بی حس کننده ای آمپولی چیزی بزنی؟ یه لبخند ژکوند زد گفت این قرطی بازیا تو کار ما نیست.
خلاصه بدون بی حس کننده اون مته رو کرد تو دندونم !!! از درد داشتم می مردم درد هم با مرور زمان بیشتر میشد.بهم گفت درد که نداری؟(توجه کنین نگفت درد داری یا نه، گفت درد که نداری خخخ)
منم برا اینکه ضایع نشم گفتم نه زیاد ولی اگه یه کم آروم تر کار کنین ممنون میشم.خلاصه داشتم می مردم ، به زور هم خودمو کنترل می کردم و به روم نمیاوردم تا اینکه واقعا نتونستم تحمل کنم وگفتم اقای دکتر خیلی درد دارم.ولی توجه نکرد دفعه دوم داد زدم : الان دهنم منفجر میشه از درد.باز بدون توجه به کارش ادامه داد ، دفعه سوم دیگه کنترلمو از دست دادم دستشو گرفتم به زور از تو دهنم در اوردم گفتم مرتیکه من میگم دارم می میرم تو عین خیالت نیس؟؟؟
سرشو به نشانه تاسف تکون داد و گفت جوون قدیم بیست تا گلوله و ترکش و نارنجک میخورد ، حالا من یه مته کردم تو دهن تو انگار مثلا چیه !!!!!!!!
همون لحظه با دهن پر از خون فرار کردم رفتم پیش یه دکتر دیگه :|
نمایش مطلب شماره 214878
تاریخ انتشار : دي 1394
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
18267
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531641107
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531641107










