یه بار یکی از فامیلامون (پسر) رفته بود دستشویی،بابامم نزدیکای در وایستاده بود که بعد اون بره دستشویی...
منم بابامو کار داشتم رفته بودم کنارش داشتیم حرف میزدیم
پسر عموی 3 سالمم داشت آروم آروم از اونجا رد میشد که در همون موقع فامیلمون هم درو باز کرد و اومد بیرون
یهو پسر عموم اون فامیلمون رو نگاه کرد،دماغشو گرفت و گفت :
اه... پیف پیف،چقدر بومیده
بعدم دویید و رفت...
ما هم به علت اینکه فامیلمون خجالت نکشه خودمونو کنترل کردیم و بعد از رفتنش اینقدر خندیدیم که نفسمون بند اومده بود
فامیلمون از خجالت قرمز شده بود ولی خوشو زده بود به نشنیدن!!!
نمایش مطلب شماره 214663
تاریخ انتشار : دي 1394
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
21093
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531643932
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531643932










