با بچه ها جمع شدیمو ورفتیم یه ساندویجی هم بزنیم به بدن
ساندویج اول عجیب چسبید..حالا چرا؟آفرین خوشم میاد زود میگیری..بعله چون مجانی بود...اقا این آه رفیقمون منو گرفت حالا بقیه این وسط چجوری از زیرش در رفتن خودمم توش موندم
قرار شد من حساب کنم...شلوغ بود دیگه من چیکار کنم؟؟(آیکون مظلومیت)..یه اقا پسری هم دم پیشخون بود...رفتم گفتم:چقدر تقدیم کنم؟بنده خدا لپاش باد کرده بود که هیچی...اخه اقا گاز کوچیک تر به ساندویجت بزن...من چه میدونم صاحاب مغازه نیستی؟اخه خیلی شیک روپیشخون لم داده بود..خوچیه؟تقصیر اونه.منکه علم غیب ندارم...خب میگفتم...کجا بودم...اها..این اقاهه هم به زور ساندویجشو قورت داد وگفت من فروشنده نیستم...حالا همه قرمز شدن وکسی جرات جیک زدن نداره اخه قیافه ام سخت عصبی شده بود...ولی تا برگشتم ..بعله...دوستای گلم(جمله ی دیگه ای پیدا نکردم)پوففففففففف ترکیدن از خنده...بقیه هم باهاشون..من اصلا روم نمیشه دیگه از اون ور رد شم چه برسه ساندویچ گاز بزنم..
نمایش مطلب شماره 214532
تاریخ انتشار : دي 1394
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
24741
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531647581
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531647581










