دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 214513

تاریخ انتشار : دي 1394

روز چهارشنبه امتحان ریاضی استانی داشتیم فک کنین تو ده دقیقه من تمومش کردم فکر نکنین آسون بوده نه بابا کلا از پونزده تا سوال فقط چهارتاشو نوشتم بعد موقعی که بلند شدم تمام کلاس بلند شدن دادن تحویل بعد از امتحان بهمون گفتن کسی نره خونه ولی ما فرار کردیم رفتیم باغ ملی از اونجا از هم جدا شدیم و من و سه تا از دوستام رفتیم خیابون جهرمی ها همینجوری داشتیم خوش و خرم می رفتیم که دیدیم ناظممون داره از روبه رو میاد چند تا از بچه های دوم کامپیوتر هم همراش بودن ما چنان هول شدیم که سریع فرار کردیم من بدبخت وسط خیابون با پوز اومدم زمین
طوری زمین خوردم که کل خیابون جهرمی رفت رو هوا
حالا این به کنار یارو با ماشین زد دنبالمون ماهم یه خیابون کامل و دویدیم من که دیگه بریده بودم گفتم وایستی بهمون رسید
با ماشین اومد کنارمون سوارمون کرد بردمون مدرسه بعد تو ماشین بهمون گفت من اصلا نمی دونستم شما ها فرار کردین کار داشتم تو شهر وقتی هم فهمیدم فرار کردین که این نکبت خورد زمین
یعنیااااااااااااااااااا!!!!!!!!