دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 214510

تاریخ انتشار : دي 1394

چنروز پیش مهمون داشتیم در جوار خانواده نشسته بودیم.مهمونمونم دوست قدیمی بابا بود با خانومش.
همینجوری که نشسته بودیم و بحث گرم بود پدرم یه دفعه برگشت گفت علی بابا راستی اون دوست موبایل فروشت امروز زنگ زد.تو خونه نبودی.گفت بهت بگم iphone 6 plusت اومده. ماشین منم تعمیرگاه بود با سانتافای مامانت رفتم اوردمش تو ماشینه بعدن یادم بیار بهت بدمش
حالا قیافه من =((((((((((((((
بعد 15 دیقه به خودم اومدم گفتم نکنه واقعن من ایفون سفارش دادم!!
نکنه واقعن مامان من سانتافا داره!!!!!!
بعدش به خودم گفتم نه بابا.نه من ایفون سفارش دادم نه مامان ماشین داره!حالا واسه چی بابا دروغ اینطوری گفته.اصن بیخیال مهمونا رفتن از بابا میپرسم واسه چی دروغ گفته؟!!
خلاصه مهمونا رفتن من از بابا پرسیدم چرا همچین دروغی گفتی؟
اونم خیلی ریلکس گفت الکی مثلن ما ایفون و سانتافا داریم!!!!!!!!
ینی از اونروز تا حالا کمرم شیکسته واقعن.حالا ما میگیم مهمونا ندیده باور کنن ما اینا رو داریم و nokia1200 تو رو نبینن.اخه کدوم ادمی که خونش مرکز شهره(یه کمی پایین تر) با یه حقوق معلمی واسه زنش سانتافا میگیره؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!