از 15 سالگی همیشه پدر گرام بهم میگفت که چرا درس نمیخونی و من همسن تو بودم روزی 17 ساعت درس میخوندم و فلان و فلان و................
حالا دیروز به صورت کامل اتفاقی گذرم خورد به مدرسه دوران دبیرستان بابام(ناگفته نماند پدرم معلمه و رییس آموزش و پرورش شهرمون و قیافه منم خیلی شبیهشه)به محض ورود مدیر مدرسه گفت تو پسر فلانی نیستی؟منم گفتم چرا هستم.بعد از احوال پرسی اولین سوالش این بود که درس خونی یا تو هم مثل بابات تنبلی؟من گفتم بابای من خیلی هم زرنگ بود و از این حرفا.گف مدرک دارم.گفتم بیار.رفت پرونده بابام رو آورد. آغا چشمتون روز بد نبینه سال اول یک،سال دوم سه،تا سال سوم یکی و پیش دانشگاهی هم دوتا تجدید آورده بود
از دیروز تا حالا روبروی بابام با یه لبخند خبیث نشستم مثه یه بمب ساعتی میمونم هر لحظه ممکن بترکم و پدر عزیز رو بی آبرو کنم
نمایش مطلب شماره 214452
تاریخ انتشار : دي 1394
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
24815
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531647655
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531647655










