دوست بابام تعریف میکرد،یه شب وقتی خوابیده بوده نصفه شب احساس خفگی وتشنگی میکنه ،چشماشو باز میکنه میبینه همه جاتاریکه وسکوت عجیبی فضارو پر کرده،تامیاد بلند بشه سرش میخوره ب یه چیزی،یه لحظه باخودش فکرمیکنه مرده و روش سنگ لحد گذاشتن ،شروع میکنه به عربده کشیدن و دست و پا زدن که یدفه یکی موهاشو میکشه ،اینم فک میکنه فرشته عذابه بادادو فریاد گریه میکرده،که زنش میگه مرتیکه چته نصفه شبی داد میزنی چرا رفتی زیر کمد خوابیدی ، سرتو گرفتم کمک کنم بیای بیرون،ولی دوست بابام تاچند روز از ترسش مریض شده بود. ازگناهانشم دست کشیدو توبه کرد.
نمایش مطلب شماره 213810
تاریخ انتشار : آذر 1394
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
6738
بازدید دیروز: 27106
کل بازدید: 531656684
بازدید دیروز: 27106
کل بازدید: 531656684










