تاریخ انتشار : آذر 1394
سالها قبل که نوشابه خانواده ای در کارنبود یکروز ناهار عموم مهمان ما بود عموم گفت من توجبهه با چشمم تشتک درب نوشابه شیشه ای را باز میکنم ما باور نکردیم و خواستیم جلوی ما اینکار را بکند عموم یک شیشه برداشت بالاش را گذاشت رو گودی چشمش و کمی تکون داد یکهو صدای پیییییسسس خالی شدن گاز ش بلند شد وما ناباورانه واسش دست زدیم وتشویقش کردیم عموم خندید وگفت باور کردین؟! بابا با دهنم صداش را در آوردم ما چون روی چشمش تمرکز کرده بودیم حالیمون نشد صدا از کجاش درآمد... خدا رحمتش کنه نه سال مفقود الاثر بود











.gif)
.gif)