دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 213256

تاریخ انتشار : آذر 1394

زمان دانشجویی یه روز رفتیم سفرعلمی چون استادمون تو وزارت جهاد اون موقع هم یک پست عالی داشت تمام کارهای سفر را خودش جور کرده بود الحق و والانصاف امکانات پذیرایی و کارگاه هایی که هماهنگ شده بود واسه بازدید بیست بودن .موقع ناهار تو یک رستوران شیک پیاده شدیم جاتون خالی زرشک پلو با مرغ بود آخرای غذا خوردن بودیم یکی از همکلاسام که شوخ هم بود دستهاشو به علامت شکرگذاری از خدا بالا گرفت وگفت:خدایا شکرت اولین باره تو زندگیم میبینم برنج بشقابم تموم شده ولی مرغ هنوز تو بشقاب هست و تموم نشده!!!... یهو رستوران از شلیک خنده هشتاد دانشجو منفجر شد