دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 213194

تاریخ انتشار : آذر 1394

یه زمانی پخ کردن خیلی رو مد بود

اقا یه روز تو خونه نشسته بودیم بعد طرفای 12 1 بود که خواهرم از مدرسه بر میگشت. یکی شروع کرد در زدن منم فکر کردم خواهرمه
واستادم پشت در بعد تا در و باز کزدم یه پخخخخخخخخ گفتم وحشتناک
یهو نگاه کردم دیدم زن همسایمونه
یعنی اب شدم. اونم از ترس پرت شد عقب رفت افتاد رو پله ها.
قشنگ خشکم زد. دیگه مامانمو صدا کردم رفتم اب اوردم و ...

حساب کار زمانی دستم اومد که فهمیدم همون موقع اومده خونه دیده خونشو دزد زده. بنده خدا خودش حالش خراب بود ترسیده بود منم اونجوری کردم
از همون موقع دور پخ کردن 30 40 تا خط 3 4 لایه قرمز کشیدم.
شانس اوردم سکته ای چیزی نزد.