دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 212096

تاریخ انتشار : آبان 1394

فانتزی من اینه: (خلاصش می کنم تا اذیت نشین)
یبار بخوابم و ۵۴۰۰۰ سال به آینده برم...وقتی بیدار شم ببینم مردم با ماشین معلق اینور اونور میرن. منم برم با عباس m223 آینده روبرو بشم که سعی داره امپراطور شرور کهکشان، ینی جاستین بیبر آینده رو نفله کنه. بعد من با عباس همدست شم و به سمت سلنا گومز بریم تا شمشیر نوری بگیریم. بعد از تهیه شمشیر نوری(مال من آبی و مال عباس سبز) بفهمیم جاستین، سلنا رو دزدیده... بعد بریم پیش جاستین که ما رو ببینه و با دستاش برق پرتاب کنه. برق که بخواد بره طرف عباس، من بپرم رو عباس و برق منو بگیره و همونجا وسط بیهوش شم! عباس دست کنه تو شلوار «کرداباناس» (شلوار کردی آینده) و یه آرپیجی لیزری در بیاره و جاستینو پرتاب کنه لب پرتگاه....بعد من بهوش بیام و با شمشیر نوریم جاستینو نصف کنم و جاستین از پرتگاه بیوفته پایین.....
تخیل در حد جنگ ستارگان!