تاریخ انتشار : آبان 1394
فانتزی من اینه که یه روز عباس و گلزار رو ببینم که خیلی ریلکس دارن از خیابون رد میشن. منم اومدم پیش عباس که ناگهان جاستین بیاد و بگه: الان فن جدیدمو روتون اجرا کنم. عباس یه کف گرگی تو صورتش بزنه و بگه: بگو ببینم، فنت چیه
ناگهان در کمال تعجب جاستین با دستاش برق پرتاب کنه و عباس رو با اون برقش سیاه سوخته کنه...
منم بپرم روش و یه کتک همراه با یه سیلی آبدار بزنمو بگم: با داش عباس در میوفتی؟
عباس فورا جاستین رو از پرت کنه . منم با داش عباس و گلزار بریم افق محو شیم.....











.gif)
.gif)