دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 211929

تاریخ انتشار : آبان 1394

یک از آرزوهام در واقع همون فانتزیام اینه که یه آدمه مهم بودم
برای تفریح می رفتم ترکیه.
اون خبرنگاراش ازم می پرسیدن:نظرتون راجع به ترکیه ای ها چیه؟
منم بگم:ترک ها دزدن
بپرسن چرا؟
منم بگم چرا مولانای مارو ور داشتین برا خودتون؟؟؟
اوناهم منو ممنوع التصویر کنن و تو تلوزیون نشون ندن.
آدمامو بفرستم برن رو سر معاون رئیس جمهور شون اسلحه بذارن«به صورت حرفه ای»و ازش بپرسن
:مولانا واس ماس یا شوماا؟؟؟
معاون رئیس جمهور بگه:معلومه مال ما
اوناهم بکشنش .
و رو سر خود رئیس جمهور اسلحه بذارن
و همین سوالو ازش بپرسن
رئیس جمهور پرروشون بگه:وایسین بینم رئیس شما کجاس؟؟
منم با حالت شوالیه ها درو باز کنم بگم:
با من کاری داشتی؟
اونم قلبش بیاد تو حلقش
بهش بگم:
مولانا مال ماس دیگه؟
اونم بگه:
آرررررررره بابا مولانا مال شمائه
ولی آدم هام فکر کنن گفته نه«چون زبان شون خارجیه»
و بزنن بکشنش
ولی خب عب نداره همون بهتر که مرد بعدا شر می شد .

ازین آرزوها زیاد دارم
با استقبال مواجه بشه بازم میذارم
نشد هم یه مدلای دیگم جوک بلدم اونارو میذارم
درکل هرچی مینویسم مال خودمه دوستان

«کپی به شرط لایــــــــــــک»