یه بار خونه مادربزرگم اینا بودم.تکیه داده بودم دیوار و کتابم دستم بود.بعد پسرخاله بابام اومد تو.اقا ایشون با همه سلام احوال پرسی کرد و دست داد تا رسید به من حواسش نبود دستشو دراز کرد سمتم.....منم هنگ کردم نمیدونستم چیکار کنم کتابمو گرفتم جلوش. بدبخت خودش قاطی کرد. چیه؟؟؟؟میخندی؟بهش دست میدادم فساد اخلاقی زیاد میشد خوب بود؟؟؟؟
نمایش مطلب شماره 211779
تاریخ انتشار : آبان 1394
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
42615
بازدید دیروز: 27106
کل بازدید: 531692561
بازدید دیروز: 27106
کل بازدید: 531692561










