دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 211521

تاریخ انتشار : آبان 1394

باﻻخره به يكى از فانتزى هام رسيدم...
















داشتم سيب زمينى سرخ ميكردم مامانم امد يكى برداره....كفتم دست نزن كمه... خيلى حس خوبى بود _ ... . . . . . . . . . . جان؟ اره بهترم...كبودى صورتم بهتر شده... دكتر هم گفته 2-3 هفته ديكه ميتونى راه برى...