امروز دبیر زیستمون بدفرم مریض بود،درسمونم انتشار بود(زیست۲)گفت هرکس بیاد جای من تدریس کنه مستمرشو بیست میدم تا آخر ترمم از پرسش نمیکنم!
منم یه جو گرفتم(ینی برق سه فاز بگیره اما جو نگیره!)بلندشدم گفتم من میام!
خلاصه یه قسمتی رو به خوبی و خوشی گفتم آخراش بود دیگه دیدم نمیتونم!
جاتون خالی یهو با سرعت نور برگشتم ماژیکو پرت کردم سمت بچه تنبل کلاس:
+مسعودی الان چی گفتم؟
-میدونم چی گفتی ولی حال ندارم تکرارش کنم
+بچه ها همه این قسمتو فهمیدن؟
-بحله
+پس سریع ی برگه دربیارید میخوام از همین قسمت کوییز بگیرم!!
دبیر:زهرا چیکار میکنی؟!
+خانوم خودت گفتی تدریس کنم!
*آره ولی نگفتم پرسشم بکن!
+خانوم گه نمیدونی تدریس و پرسش دو جز جدا ناشدنی علم هستن؟!نکنه بخاطر مریضی سلولای مغزیت نابود شدن؟!دهنتو باز کن بگو آآآآآآ...
کل کلاس:هارهارهار...
من::D:)):))):))))))
دبیر:زهرا میتمرگی سرجات یا بتمرگونمت؟!
من:بیست مستمرمو رد کردی میشینم!!
دبیر:بشین بیستت دادم!!:))):)))
من::دی دی دی
(دوستان ببخشید طولانی شد!!)
نمایش مطلب شماره 211460
تاریخ انتشار : آبان 1394
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
47845
بازدید دیروز: 27106
کل بازدید: 531697791
بازدید دیروز: 27106
کل بازدید: 531697791










