دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 197719

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1394

عاقا ما یه هم اتاقی داشتیم بچه مودبی بود در جاش شیطون بود درجاش خانوم بودن غم و غصه داشتی میرفتی پیشش انقدر چرت و پرت میگفت تا تو بخندی به اصطلاح دلت واشه کلهوم بچه باحالی بود و کسی باهاش مشکل نداشت و همه باهاش خوب بودن
یه روز یکی از بچه های اتاق رو زمین خوابیده بود(قابل ذکره این هم اتاقی گرام خیلی بداخلاق بود و اخمو ) که این دوست مذکور از روی دست هم اتاقیمون رد شد و پارو دستش گذاشت هم اتاقیمون وقتی پاشود گفت کی بود من خواب بودم از رو دستم رد شددوستم گفت من بودم
هم اتاقیم می گفت من میدونم تو نبودی راستشو بگیدکی بود از ما اصرار از اون انکار هرچی قسم و آیه میخوردیم میگفت فلانی این کاررو نمیکنه بگید کی بود



"مزیدهای بچه خوب بودن "