تاریخ انتشار : فروردين 1394
گودزيلا همسايه اومده بود خونمون با مامانش گرم صحبت بودم حواسم بهش نبود يهو رفتم تو اتاقم ديدم بلهههه خانم يه دونه از روژ لبامو خالى کرده رو صورتش چادر نماز بنده ى بدبختم گذاشته رو سرش ميگم ستايش چيکار کردى؟ ميگه علوس شودم(عروس شدم!)من ديگه حرفى ندارمO_o
محض اطلاع گودزيلا مذکور دهه نودى هستن والا من دوبرابر سن اينو داشتم واسه مورچه ها قند خورد ميکردم خرکيف ميشدم از کار خيرم!











.gif)
.gif)