دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 197054

تاریخ انتشار : فروردين 1394

مراقب کــــنکور تعرف میکرده:
ســر جلسه کنکور مراقــــب بودم همینجوری که داشـتم قدم میزدم دیدم یــــکی یه ســکه برداشته دستش شــــعر خـــط میندازه گــــزینه مـــیزنه ^ــ^
میگه:کاریش نداشتم رفتم بقیه سالن هارو هم نگا کردم و اومدم دیدم عــاغا چشتون روز بـــــد نبینه این یارو مثل گــــچ سفید شده رفتم بالاسرشو گفتم چیشده چرا میترسی؟ تو که یکم پیش ریلکس شعر خط مینداختی گزینه میزدی:)
یارو گـــــفت:عاغا به زمان کنکور کـــم مونده برگشتم از اول گزینه هارو چــــک کنم نمیدونم چــــرا هیچ کدوم با شعــر خطام درســــت در نمیاد ^ــــــ^