دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 196379

تاریخ انتشار : فروردين 1394

قدیما ما باغ انار داشتیم جمعه ها بابامون مارابرای چیدن انار به باغ میبرد آخرکار وقتی اناراروبسته بندی میکردیم تعدادی انار شکسته که زیاد میومد اونارو هم به عنوان درجه 2 بسته بندی میکردیم اگرجعبه آخرناقص میشد مجبور بودیم بریم انار شکسته پیداکنیم حالا همه باغو زیر و رو میکردیم مگه انار شکسته پیدا میشد دراینجا طی یک حرکت خبیثانه انارارو میشکستیم تا جعبه کامل شود حالا باچی میشکستیم اونارو تو سر برادرام میشکستم!
فحش ندید خو میخاستیم زودتر بریم خونه برنامه کودک ببینیم بابامون میگفت تاجعبه کامل نشه حق ندارید برید درضمن برادرامم راضی بودن :))))