دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 193244

تاریخ انتشار : اسفند 1393

صبح از خواب بیدار شدم دیدم یه کادو بالا سرمه
من:-)
من:-D
بعد یک ساعت جیغ زدن و ذوق کردن
من:وای مامان و بابا مرسییی
مامانم:قابلتو نداره مهندسم(جالب اینجاست که هرسه ما سه تا خواهر بردار مهندسیم)
بابام:دیگه چیکار کنیم مهندس داشتن خرج داره دیگه!!!؟؟
کادو رو با ذوق باز کردم
منo_O
من@_@
یه بسته لواشک از این هزاری ها که تو مترو میفروشن بود تازه بازشم کرده بودن خورده بودنش پوستشو گذاشته بودن!!!!
بابام:اخی دیروز مامانت دلش خواست خریدیم خوردیم ولی قیافه ت دیدی شده بودااا
مامانم:اشکال نداره حالا سال دیگه
منo_O
هنوزم من@_@
خووووو پدر و مادر عزیز می خواهید تخریب کنید قشنگ با جفت پا بیاید تو صورت آدم این حرکتها چیه دیگه