تو دوران دانشجویی(بعععله فهمیدید فارق التحصیل شدم) یه استاد برنامه نویسی داشتیم(الانم فهمیدیدITخوندم) استاد به تمام معنا بود ازهمه لحاظ و قابل احترام سنش سی و خورده ای بود ولی موهاش ریخته بود ازاینایی بود که میرفت ارایشگاه باید میگفت پشت رو کوتاه کن جلورو طی بکش.
یه روز که داشت تمرین حل میکرد منم کنار پنجره نشسته بودم افتاب میخورد روی ساعتم و انعکاسش توی کلاس منم شیطنتم گل کرد استاد ازهمه جا بیخبر برگشته بود سمت تخته وتمرین حل میکرد منم نامردی نکردم انعکاس صفحه ی ساعتم رو انداختم توقسمت طاس کله ی استاد گرام هیچی دیگه کلاس رو هوا بودهمه به این استعداد ونبوغم احسنت میگفتن چون همه میدونستن همه اتیشها ازگور من بلند میشه.
چند سال بعد که معلم شدم تو اولین روزها بچه ها انعکاس اینه انداختند روی تختخه اونجا بود که به قوانین نیوتن ایمان اوردم هرعملی عکس العملی دارد.خخخخخخخخخخخ
نمایش مطلب شماره 193084
تاریخ انتشار : اسفند 1393
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
22986
بازدید دیروز: 22100
کل بازدید: 532819997
بازدید دیروز: 22100
کل بازدید: 532819997










