دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 193061

تاریخ انتشار : اسفند 1393

منو مامان جوونم رفته بودیم بیرون موقع برگشت سوار تاکسی شدیم اول من نشستم بعد مادرم بعد یه پسره از وقتی نشستم دیدم ی دست چسبونده به اون جایی ک دستو میذاارن روش (اسمشو نمیدونم شرمنده) گفتم ی ذره مادرمو بترسونم از اونجایی ک مادرم فوق العاده ترسو دیدم اون اقاهه بغل دست مادرم پیاده شد بهترین فرصت بود باترس ب مادرم گفتم مامان مامان دست مرده رو نگا کن کنده شده چسبیده مامانم جیغ داد به راننده گفت نگه دار دستش جا مونده :-D واییی خدای من من ک از خنده ریسه میرفتم راننده ک فهمید به مادرم توضیح داد ک این دسته الکیه...درسته ک مادرم رنذاشت برم خونه زنگ زد ک خاله ها عمه هامم منو خونشون راه ندن ولی دوسم داره میدونم ( منم رو ایوان نشستم خیلی سرده خیلییی :: فقط شوخی بوود خوو :