دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 192168

تاریخ انتشار : بهمن 1393

عاقو ما یک عدد معلم فیزیک داریم انقدر بامزس سر کلاس همش جوک میگه یا خاطره تعریف میکنه ما از خنده رودبر میشیم!
یکی از خاطره هاش:یه معلم ریاضی داشتیم یه روز این معلم ما با ناظم مدرسه شروع می کنه به دعوا و بحث و داد و بیداد سر یه موضوعی،
بعد این ناظمه میگه من نمی دونم چه خری گذاشته تو رو پشت وانت اورده اینجا!
بعد معلم ما دستاشو به کمرش تکیه میده یه جوری چشماشو تا نصفه میبنده به دیوار تکیه میده با کلی ناز و کلاس و ادا اطوار در کمال آرامش میگه:با ماشین خودم اومدم!
بعدشم با یه حالتی انگار میره تو افق محو میشه!
ناظم ما نمی دونست نرده ها رو بجوه یا آسفالتو!
بارو تا دوساعت بعد تعجب کرده بود که این چشه! وقتی هم بش گفتیم خودشم روده بر شد از خنده!
ناظمD:
ما:|
خودش:نمی دونم خرکیف چجوریه!
شرکت وانت سازیo-O
بچه ها اولین پستمه امیدوارم خوشتون بیاد!