دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 192082

تاریخ انتشار : بهمن 1393

ماشین لباشوییمون خراب شده بود
تعمیر کار لباسشویی اومده بود برای عوض کردن پمپ تخلیه لباسشویی،یه نگاهی انداخت و بعد از کلی زیر و رو کردن گفت که باید پمپ تخلیه عوض شه،ولی الان پمپ تخلیه نو همراهم نیست که براتون درستش کنم،
پمپ ما هم که نیم سوز شده بود رو هم باز کرد و گذاشت تو ساکش و رفت.
فردا اومد و پمپ جدید و نصب کرد و رفت،
بعد رفتنش دیدیم اقا لباسشویی درست نشده که هیچ،بدتر هم شده.
لباسشویی رو باز کردم،دیدم تعمیر کاره همون پمپ قبلی رو برده تعمیر کرده و به عنوان پمپ نو برامون بسته.
خلاصه اهالی خونه کلی ایستگاهمو گرفتن و کلی بهم خندیدن
که پسر یه نعمیر کار ساده هم سرت رو کلاه گذاشت و کلی از این حرفا
(اخه من از کجا باید میفهمیدم ،این همون پمپ قبلیس)
خلاصه ما هم کلی عصبانی،رفتیم جلو مغازه طرف و بعد از یه مقدار جر وبحث،کار بالا گرفت زدم سر طرف به علاوه شیشه های مغازش رو اوردم پایین،
مـــادر نــزایــیــده کسی ســر مــن کــلــاه بزاره....
بـــــــلــــــــــه دیــــگـــه
الانم از گوشه بازداشتگاه دارم براتون این پست رو میزارم که درس عبرتی بشه برای دوستان عزیز که حق خودتون رو ناحق نکنید.
الانم اقام اینا رفتن بیمارستان برای رضایت گرفتن از اقای کلاه بردار.
من برم ادامه گل یا پوچم با این هم بندیم.