دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 191581

تاریخ انتشار : بهمن 1393

یکی از فانتزیای من اینه که یه روز که اعصابم داغونه با مشت بکوبم به دیوار بعد دیوار ترک بخوره ساختمون بریزه پایین بعدش من زیر آوار گیر کنم و بعد از یک ماه از اون زیر درم بیارن،یهو خبرنگارا بریزن سرم بپرسن این یک ماه و چجوری گذروندی؟!0-0
منم زل بزنم تو چشماشون و بگم:به نام خدا وقتی ساختمون سقوط کرد من تن تاک پام بود:|دراز کشیدم،پاهامو گرفتم بالا،حالاهم زندم =)))
(فقط امیدوارم مصاحبم رو نشون بدن^-^)