دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 191433

تاریخ انتشار : بهمن 1393

دیروز صب بود وارد محل کارم شدم دیدم جم خودیه یهو منو جـــــــــو گرفت روی همون پله ها واستادم با صدای "هایده" شروع کردم :
سلام سلام سلام سلام
همگی سلااااااااام همگی سلااااااااااااااام
ای زندگی سلااااااااااااام ای زندگی سلاااااااااااااااام
همین جور مشغول بودم یهویی صاحبکارم از پشتم با صدای بهروز وثوق در گوشم گفت دخترم سلااااااااااااام ! آقا مارو داری همینجور قرررررمــــــــــــــــز کرده بودم بر نمیگشتم و ریز میخندیدم که دیدم همکارام دارن همه ی دستگاهای کارگاه رو گاز میگیرن و غش کردن از خنده ^_^ خلاصه عجب روزی بود تا اخره ساعت کاری صاحب کارم بهم میگفت زندگی سلام ^__^